تبليغاتX
ترکمن صحرا
 
 
 
   
 
 

"آدم سری رو که درد نمی کنه دسمال نمی بنده پسر!"،بابام حسابی شاکی بود.مثل همیشه خودمو زدم به موش مردگی و ساکت نشستم گوشه ی  اتاق و با چند تا چشم آقا جونو و از این به بعد حواسمو جمع می کنم آقا جون سر و ته قضیه رو هم آوردم.گاهی وقتا حقو می دم به آقام ولی این از اون دفعه ها نیست.خودتون بگید.استاد خودش گفت:"هر کی هر نظری پیشنهادی انتقادی داره بگه.لازم هم  نیست مثل بچه مدرسه ایها برگه دربیارید.اصلا" هم نترسید که انتقاد شما در نمره هاتون کوچکترین تأثیری بذاره"

خب منم گفتم:" ای ول استاد اصلا" فک نمی کردم اهل گفتمان و انتقادپذیری و این حرفا باشید آخه از همون جلسه ی اول یه جوری واسه ما قیافه اومدید و از سوابق درخشان تحصیل و تدریستون داد سخن دادید که گفتیم هیچی یه خودشیفته ی نارسیسیت دیگه روی بقیه!برو بچم خبر آورده بودن که اگه آروم بریم آروم بیاییم کاری به کار کسی ندارین ولی همچی بفهمی نفهمی آبتون با دانشجوایی که زیاد سئوال بپرسن تو یه جو نمی ره. این جوری بود که مام تا همین الان که در خدمتتونیم جیکمون در نیومده.ولی حالا که خودتون رخصت دادین و آزادباشه می خواسم بگم استاد از این دو ساعتی که خدمتتون فیض می بردیم یه ساعتو پنجا دیقه شو که محفل خاطره ها و نقد اجتماعی سیاسی می کردیم و اون ده دقیقه ی ناقابلم که سوال و رف اشکال بید فقط آدرس صفه می دادید و کسی نبود این وسط که بگه آخه اگه من ارو کتاب بلد بودم که خودمو انگشت نما نمی کردمو نمی خواسم که توضیح بدید.همین!"

حالا من از رو جوونیم یه خبطی کردم (گرچه به نظرم اشتباهم این بود که تا الان حرفی نزده بودمو حالا من موندمو یه کتاب نخونده و یه امتحان هماهنگ و یه دنیا اشکال رفع نشده!)  موندم این بای اوغلی نامرد چرا اومده  قضیه ی سرخ و کبود شدن و  کنف شدن استادو واسه آقا جونش تعریف کرده  که اونم بیاد تو صف نونوایی سر صبحی  به آقاجون من بگه عجب سر نترسی د ارن این جوونا و بعدشم هشدار هشدار که مبادا زبان سرخ آق پسرت  سر سبزشو بر باد بده و بگه که  آقازاده تون  دیروز انگاری  کاری کرده که استادشون پشت دستشو نقره داغ کنه که دیگه نظر خواهی از دانشجو جماعت نکنه."

حالا آقاجون منم گیر داده بود که "نیگا به این نکن که استاده  تو کلاس هیچی بهت نگفته .آخر ترم که افتادی و مجبور شدی هر چی پول از کارگری تو این فصل درو گیر آوردی  خرج گندی کنی که با اون زبون درازت به بار آوردی اونوقت حالیت می شه من چی می گم .حالا این هیچی اگه همینجوری پیش بری فردا گیر به اونی می دی که نباید و بعدشم خر بیار و باقالی بار کن!"

خب؟

 خب همین دیگه!هروقت میاییم حق خودمونو به حقیقت ادا کنیم متهممون می کنن به جوونی و خامی ،به اینکه هنوز سرد و گرم روزگارو نچشیدیم .آخه اگه جوونا حقشونو طلب نکنن اون پیرمردای قوزی طلب بکنن  که یه پاشون لب گوره ؟ً!تازه از همین جوونیه که ما شروع می کنیم به برداشتن سهم خودمون از این دنیای بزرگ و این احساس خوب در ما به وجود میاد که بعضی چیزا مال ماست و فقط و فقط به ما تعلق داره و یا ما به اونا تعلق داریم مثل گروه دوستان یا همون برو بچ ،و شهرمون و خیلی چیزای دیگه .درست مثل کار ،موبایل ، ماشین یا خونه و آرامشی که حقمونه .و به قول آقاجونم باید برای قرون به قرون دونه به دونه شون  عرق بریزیم و زحمت بکشیم ،خیلی... ،خیلی خیلی خیلی زیاد! و خب از دس دادنشونم خیلی سخته و شاید واسه همینم هست که بزرگترا به قول خودشون خودشونو نمی اندازن تو دردسر و دسمال به سر بی دردشون نمی بندن.شاید واسه همین چیزام هست که ادای حق به حقیقت سخته .شاید چون در ازای گفتن هر حقیقتی باید یکی از اون چیزهایی رو که اون همه واسشون زحمت کشیدیم از دست بدیم مثلاً همین   نمره ی کار در کلاس من که در اختیار استادم  بود و حالام پر! (شما که نمی دونید هر هفته هشت صبح حاضربودن تو کلاس چه قد سخته و از اون سخت تر برداشتن همون واحد دوباره تو تابستون!)

 

 

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي قالبهاي پورتال جوملا! دانلود قالب رايگان Desert (صحرا) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ترکمن اوغلی
 
 
   
 
 

من بد بینم ؟!من؟!من فقط  بلدم بدیای مردمو ببینم؟!کی گفته؟!

آقا من شاکیم !آره!خود من!

من اصلا" هم بدبین نیستم  واسه همینم هس که اشکالای مردمو بهشون گوشزد می کنم چون خیلیم خوش بینم و به غیر از همون موارد اشکال، اونا رو سراسر حسن می بینم. اصلا" همین که معتقدم مردم می تونن اشکالاشونو رفع بکنن خودش نشون می ده که من جه قدر آدم  خوش بینیم!

اگه هنوزم قانع نشدید مطلب پایینی رو بخونین:

یکی بود یکی نبود توی یه شهر گل و بلبل که بانکش پر پول بود(بود!) و مردمشم همه خوشحال و خرم از اینکه شهرداریشون روز به روز به زیبایی و آبادانی شهر قشنگشون اضافه می کنه داشتن خودشونو برای کاندیداتوری پایتختی کشورشون آماده می کردن یه مرکز I C T))بود که یه مسئولی داشت که واقعا" مسئول بود یعنی برخلاف همه ی مسئولای دیگه می شد خیلی راحت ازش پرسید "آیا بالای چشم شما ابرو هست؟"(دارین با خودتون می گین این دیگه چه سئوالی بود!حق هم دارین خودمم باهاتون موافقم ولی شمام به من حق بدین هول شدم. آخه تا به حال نه اینکه حق سئوال از هیچ مسئولی رو نداشتیم ندیدبدید سئوالم و عقده ای شدم سریع رفتم سراغ ابرویی که تا حالا نمی تونستیم وجودش رو بالا چش آقایان مسئولین اثبات کنیم.)آره جونم واستون بگه این مسئول یه چیز دیگه اس اگه باورتون نمی شه خودتون امتحان کنین.در ضمن پسرخاله ی منم نیس! به جان شما تازه همین دیروز کشفش کردم وقتی رفته بودم مخابرات ببینم این ارقام نجومی قبض تلفن ما از کدوم سیاره نازل می شن اونم در حالیکه من بخت برگشته دقیقاً دو ماه و اندی بود که از اینترنت و چت و تلفن به بر و بچ راه دور اکیداَ" محروم شده بودم.با اینکه قضیه ی قبض ما همچنان حل نشده باقی ماند اما ...اما من به کشفی بزرگ نایل گشتم و گونه ای نادر از مسئولان رو به انقراض را پشت مانیتوری کوچک اما لبخندی بزرگ یافتم.سرش خیلی شلوغ نبود به قول خودش شاید باید موقع پرداخت حقوق می دیدمش اما باز هم به نظر من سرش آنجورها که باید شلوغ نبود .یاد کافی نت های در پیتی افتادم که با سرعت حلزون و چهره ی ابری مسئولانشان و دکوراسیون کارتن چینشان جوری آدم را به صف می نشانند که انگار قرار است پودر رختشویی به آدم ارائه کنند.استغفرالله!این دیگه چی بود .همه اش تقصیر این ننه جانم است که از صبح که رفته نونوایی امون همه رو بریده که ...به خیال!حالا همه پانشین فردا بریزین سر آقای یمرلی ها!آقا دوتا کامپیوتر که بیشتر نداره .یکیش که بنده ی خدا خودش می شینه پشتش .یکیشم که از این به بعد قرق حاجیتونه .شما عزیزانم بهتره بچسبید به امر خطیر زیباسازی شهرقشنگتان! در ضمن انگار شهرداری هم سایت زده واسه خودش، وقت کردین یه خبری بگیرین !

دیدید منم خوبیای آدما و آدمای خوبو می بینم!دیدید منم خوشبینم!حالا کجاشو دیدید!راستی شما چرا نشستید ؟آره همین خود شما !اگه بازم از این آدم خوبا سراغ دارید برم بنویسید .پوکیدیم از بس به جای یار ،بار دیدیم ور دستمون!

 

                                                                                                                    ادامه دارد....

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي قالبهاي پورتال جوملا! دانلود قالب رايگان Desert (صحرا) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ترکمن اوغلی
 
 
   
 
 

شرمنده ی اخلاق ورزشی تون!

دیشب که داشتم با نظرات خوبتون حال می کردم دیدم یکی دوتا از عزیزان جیرینگی نقدمون کردن.یک اینکه  ازشون ممنونم به خصوص از آبجی خوبم م.یاپراک .دوم اینکه چشم ،به روی تخم همین دو تا چشم باباقوریم ! در اولین فرصت بخش آمار بازدید کننده ها رو ردیف می کنم.راست می گین خیلی ضایع است .خودم دوبار رفتم و اومدم بیرون انگار نه انگار اصلاً اگه یه  تکونی نداد این آمار به خودش!حالا درست که هیچکی ما رو دوست نداره و جزو آمار هفتاد و خورده ای ایرونیام  حسابمون نمی کنن اما دیگه خیلی سه کاریه که وبلاگ خود آدمم اونو جزو آمار نیاره !!!سه اینکه من از بچگی هویجوری بودم داداش! یه موقع هستیم یه موقع هایی هم تچ!استادام هم دقیقا" همین گله رو دارن ولی بالاخره راه میان.شمام به بزرگواری خودتون ببخشیدو اینقد مارو چوبکاری نفرمایید. ولی چشم از این به بعد سعی می کنم واسه گل روی شمام که شده سریع تر به روز شم.

                                                                                                      زت زیاد،

                                                                                                                  ترکمن اوغلی Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي قالبهاي پورتال جوملا! دانلود قالب رايگان Desert (صحرا) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ترکمن اوغلی
 
 
   
 
 

مژده به جوانان جویای علوم دینی

به اطلاع جوانان مسلم ومتدین شهر کمش دپه می رساند در راستای احیای فرهنگ دینی وآگاه سازی جوانان عزیز از احکام وملزومات دینی کلاس های تفسیر در روزهای پنجشنبه هر هفته بعد از نماز عشاء در مدرسه علوم ديني نعماني گمیشان با تلاش علمای این حوزه بخصوص استاد محترم نور نیاز آخوند نبوی نژاد برگزار می شود. از علاقه مندان برای شرکت در این کلاس ها دعوت بعمل می آید .

 

Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي قالبهاي پورتال جوملا! دانلود قالب رايگان Desert (صحرا) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ترکمن اوغلی
 
 
   
 
 

 

 

"بانک چیست؟بانک ارگان یا سازمانی است که خدمات مالی ارائه می کند مثلاً وام می دهد..."صبر کنید اشتباه نیامده اید اینجا کلاس اقتصاد یا واحد سازمان های پولی و مالی نیست.فقط می خواستم بگویم خیلی روی تعاریف کتابی حساب نکنید .اصلاً مباحث کلاس درس با آنچه که در دنیای واقعی  هست کاملاً متفاوت است  و گاهی هم در تضاد، به خصوص اگر ساکن گمیشان باشید!نمونه اظهر من الشمس اش همین بانک ملی خودمان.چشمتان روز بد نبیند رفته بودم خیر سرم برای پرداخت بدهی شهریه ام مبلغی از حساب پدر جانم برداشت کنم صفی بود آن سرش ناپیدا.برای لحظه ای یاد صف نفت چند ماه پیش افتادم.جویا که شدم کاشف به عمل آمد که پول در بانک لا موجود!سر آخر از خیر شندرغاز پول خویش گذشته دست از پا درازتر رسیدیم خدمت بای اوغلی و بعد ازاستماع وعظی  مبسوط اندر باب فواید نگهداری پول زیر تشکچه و قالی و نتایج سوء تکیه و اعتماد به اسباب و اصحاب دنیا به هر جان کندنی پول را ریختیم به حساب دانشگاه و از خطر حذف دروس خویش رهیدیم.این ماجرا گذشت و ما نیز از آن گذشتیم به این خیال خام که این از آن حکایت های غریبی است که بیش از یک بار در عمر انسان رخ نمی دهد و اشکالی که ندارد هیچ، می توانیم در نداری جک  و خاطره های نمکین برای نوه های خویش تعریف کنیم  و ایشان را از داشتن این چنین پدربزرگ بامزه ای مشعوف کنیم. اما زهی خیال باطل! نمی دانم سرم به کجا خورده بود (نمی دانم از لج ترکمن قیزی خواهرم بود که هی این روزها ادای دختر مهربون را در می آورد و برای پدرجانم آبنبات بازی و کله قندبازی در می آورد یا اینکه برای خرید صندل های جدیدم  پول لازم داشتم )که به سرم زد که پسر خوبی باشم بنابر این بر خلاف روزهای قبل همت کرده دیو خواب را از خویش رانده و ساعت 10صبح ترک رختخواب کرده عازم بانک گشتم تا قبوض آب برق و گاز و تنفس و هزار جیز دیگر را با هم واریز کنم.این بار از دیدن صف طویل در بانک شگفت زده نشدم .ایشلجه پسرهمسایه هم آنجا بود .دوزاری مبارک افتاد که آخر ماه است و بخت برگشته برای گرفتن حقوق خویش به صف شده است برای لحظه ای اندر باب  اینکه چرا ما ایرانی ها همیشه همه ی کارهایمان می گذاریم برای دقیقه ی نود و آخرین مهلت غور کردم و خویش را برای آوردن بهانه ای برای کارمندی که برای هزارمین بار این نکته را گوشزد می کرد آماده کردم . سپس با اینکه دل خوشی از ایشلجه نداشتم، چون که پدرجانم گاه و بیگاه  او را بر سرم می کوفت، سلامی و علیکی  رد و بدل کرده و اوضاع را جویا شدم. زبان بسته گویی زمان درازی بود که در صف مانده بود زیرا زبان باز کرده بود و شکوه می کرد که آن از مدارس بدون سرانه که حتی حقوق  مستخدم را باید ازماهانه ای که به دانش آموز بیچاره تحمیل کرده ایم فراهم کنیم و فحش خور پدر و مادرشان باشیم که گمان می برند از برای خودمان سرمایه می اندوزیم این هم از آخر ماه که باید منتظر سنار سه شاهی باشیم که مردم بابت پول آب و برقشان می پردازند تا حقوقمان را بگیریم این وسط معتوم است عزت و منزلت معلم کجاست! .دلم برحال وی سوخت. پول خویش واریز نمودم تا مگر وجهی اندک گرد آید و حقوق وی پرداخت گردد.دیگر از اینکه تربیت معلم قبول نشده بودم چندان ناراحت نبودم.از اینکه قبض هایمان را هم گذاشته بودیم برای آخر ماه هم شرمنده نبودم .فقط داشتم فکر می کردم نباید به رشد فیزیکی ساختمان های شهرمان دلخوش کنیم ما خودمان هنوز آن قدر بزرگ نشده ایم که بپرسیم و بخواهیم که حقوق اولیه ی شهروندی مان را رعایت کنند ،که بگوییم مگر اسم شما مسئول نیست آقای رئیس و مسئول بانک پس پاسخگو باشید، مگر بانک سازمانی نیست که خدمات مالی ارائه می کند .یعنی این همه آدم ازشان بر نمی آمد که  بپرسند حالا که تقصیر آموزش و پرورش نیست که در موعد مقرر مبالغ پرداختی را به حساب واریز کرده پس قصور از کیست و چه کسی باید پاسخگوی زمان و روانی باشد که ما در هر مراجعه به بانک باید از دست بدهیم.ولی هیچ کس نمی پرسد و از قدیم گفته اند خلایق هر چه لایق !انتظار بهبودی اوضاع را نداشته باشید اگر شما هم یکی از این بره های ساکن گمیشانید فقط سعی کنید دیگر گذرتان کمتر به بانک شهرتان بیافتد .اصلاً فراموش کنید که بانکی دارید .احتمالاً بانک ملی نیز تا چندی دیگر به سرنوشت بسیجیان و صادرات دچار خواهد شد!

  Medium (Media) Blog مركز تخصصي طراحي قالبهاي پورتال جوملا! دانلود قالب رايگان Desert (صحرا) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط ترکمن اوغلی
 

pictofxt

Desert Template

template id : TBF_006 template name : Desert Template for Blog

turkmencapital

ترکمن اوغلی

http://turkmencapital.blogfa.com

ترکمن صحرا

هدف از راه اندازی این وبلاگ بحث وبررسی مشکلات مردم منطقه گمیشان وبخصوص شهر تاریخی کمش دپه می باشد امیدوارم مقالات ونظرات خود را برای هدایت بنده حقیر ارسال فرمایید. ضمناَ متذکر می شوم مسئولیت نوشته های هرکس به عهده خود شخص می باشد و من نوشته ها را به نام فرستنده درج خواهم کرد . کمش دپه Professional Web Site Design Center

Template Design Workshop offers professional web templates, flash templates and other web design products available for immediate download. This template also designed by Template Design Workshop design team. You can download free templates for your site, blog, cms or portal. Feel free to contact us about new templates.

tbf_006, TBF_006, desert, Desert Template, template, brown template, pictofxt, blog, blogging, dairy, note, يادداشت, زوزانه, خاطرات, وبلاگ, بلاگ, قالب قهوه اي, اسب تنها, صحراي سياه, قالب صحرا, قالب صحراي قهوه اي, قالب اسب صحرا Interactive CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World Site Design Studio Professional site design Template Design Studio Flashmate قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ. Advanced Persian Blog Templates. pictofxt Farsi Blog